سديد الدين محمد عوفى
706
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
مردگان است و تو هنوز زندهاى « 1 » و هركس كه جمال تو بيند ترا بيش ازين شوهر خدمت كند و دلدارى نمايد « 2 » ، و اگر « 3 » به من فرود آيى « 4 » مصراع « 5 » : « در سر دارم كه « 6 » بندگيهات كنم » و عهد كردم كه دم جز به مراد تو نزنم « 7 » و سخن جز به رضاى تو نگويم « 8 » ، و از اين ترهات بسيار بگفت چندانكه دل آن زن نرم شد ، و نيز از گوربانى سير شده بود و « 9 » بهانه مىطلبيد . پس چون طالبى و خاطبى بيافت هم در ساعت سر در راه زد « 10 » و جوان نيز با وى خوش « 11 » شد ، و ساعتى با يكديگر تماشا كردند « 12 » و اسب طرب در ميدان طلب « 13 » بتاختند ، و بعد از ساعتى جوان متأمل شد . زن گفت : سبب تفكر چيست ؟ مگر ازين وصلت پشيمان شدهاى ، يا از وصال من سير آمدى « 14 » ؟ مرد گفت : نى ، و لكن مرا انديشهاى هست « 15 » و كارى مهم افتاده و من از بيم جان خود گريختهام و مىانديشم كه به چه نوع از بأس و سطوت « 16 » سلطان ايمن توانم شد . و حكايت دزديدن آن كشته با زن گفت . زن گفت : سهل است شوهر من چهار ماه « 17 » است « 18 » كه وفات كرده است « 19 » و دانم كه درين نزديكى « 20 » نپوسيده باشد . او
--> ( 1 ) - مپ 2 - و اينجا كه تو . . . زندهاى ( 2 ) - مپ 2 و مج - و دلدارى نمايد . ( 3 ) - مپ 2 و مج + سر ( 4 ) - مپ 2 و مج : آرى ( 5 ) - مج : نظم ( 6 ) - مپ 2 - مصراع كه در سر دارم كه . ( 7 ) - مپ 2 اين عبارت را مصرع دوم بيت گمان كرده است . ( 8 ) - مپ 2 - و سخن . . . نگويم . ( 9 ) - مپ 2 : دليلى . ( 10 ) - مپ 2 و مج : سر درآورد . ( 11 ) - مج + دل ( 12 ) - مپ 2 - و ساعتى . . . كردند . ( 13 ) - مج : شهوت ( 14 ) - مپ 2 - يا از وصال من سير آمدى ، متن : شدى ( 15 ) - مج : است ( 16 ) - مپ 2 : سطوت و سخط ( 17 ) - مج : روز + بيش ( 18 ) - مج : نيست ( 19 ) - مپ 2 - است ( 20 ) - مپ 2 : هنوز :